X
تبلیغات
مـــــعـمـــاری - معماری

مـــــعـمـــاری

....معماری ...شعر....تصاویرمعمــاری...

انواع سيمان

انواع سيمان

 

1 - سيمان پرتلند نوع 1 ( سيمان پرتلند معمولى ) - ( P.C-type I )

 

در مواردى به کار مى رود که هيچ گونه خواص ويژه مانند ساير انواع سيمان مورد نظر نيست.

 

 

2 - سيمان پرتلند نوع 2 - ( P.C-type II )

 

براى استفاده عمومى و نيز استفاده ويژه در مواردى که گرماى هيدراتاسيون متوسط مورد نظر است.

 

 

3 - سيمان پرتلند نوع 3 - ( P.C-type III )

 

براى استفاده در مواقعى که مقاومت هاى بالا در کوتاه مدت مورد نظر است.

 

 

4 - سيمان پرتلند نوع 5 - (P.C-type V)

 

در مواقعى که مقاومت زياد در مقابل سولفات ها مورد نظر باشد استفاده مى شود.

 

 

5 - سيمان سفيد - ( White Cement )

 

براى استفاده در سطح ساختمان ها و مواقعى که استفاده از سيمان هاى بدون رنگ با مقاومت هاى بالا مورد نياز باشد از اين سيمان در توليد انوع سيمان هاى رنگى استفاده مى شود.

 

 

6 - سيمان سرباره اى ضد سولفات - ( SR.slag Cement )

 

در مواقعى که مقاومت متوسط در مقابل سولفات ها و يا حرارت هيدراتاسيون متوسط مورد نظر است استفاده مى گردد.

 

 

7 - سيمان پرتلند - پوزولانى - ( P.P. Cement )

در ساختمان هاى بتنى معمولى و بيشتر در مواردى که مقاومت متوسط در مقابل سولفات ها و حرارت هيدراتاسيون متوسط مورد نظر باشد استفاده مى شود.

 

 

8 - سيمان پرتلند - آهکى - ( P.K.Z. Cement )

 

اين نوع سيمان در تهيه ملات و بتن در کليه مواردى که سيمان پرتلند نوع 1 بکار مى رود قابل استفاده است . دوام بتن را در برابر يخ زدن ، آب شدن و املاح يخ زا و عوامل شيميايى بهبود مى دهد.

 

 

9 - سيمان بنائى - ( Masonry Cement )

 

براى استفاده در مواقعى که ملات بنائى با مقاومت هاى کمتر از سيمان پرتلند نوع 1 مورد نياز است.

 

 

10 - سيمان نسوز 450 - ( Rf Cement 450 )

 

 حاوى بيش از %40 Al2O3 با اتصال هيدروکسيلى و فازهاى کلسيم آلومينات ، براى مصرف به عنوان ماده نسوز در

صنايع حرارتى استفاده مى شود .

منبع:http://memare.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/09ساعت 21:20  توسط  ِArchitecture---Melissa  | 

غفلت از معماری مسکونی دوره پهلوی دوم

بختیار لطفی در یادداشتی نسبتاً مفصل با عنوان غفلت از معماری مسکونی دوره پهلوی
دوم، به بیان اهمیت مطالعه معماری مسکونی دوره پهلوی دوم، وضعیت موجود و عوامل مؤثر
بر آن و مسئولیت معماران در این زمینه پرداخته و در پایان به راهکاری برای آغاز این
نوع مطالعات پرداخته که با توجه به روند شتابان تخریب و زوال آثار معماری مسکونی
این دوره، در نتیجه ساخت‌وسازهای افسارگسیخته سال‌های اخیر، قطعاً امری ضروری و
دغدغه‌ای قابل احترام و اعتناست و می‌بایست بیش از پیش مورد توجه معماران، به ویژه
نسل جوان، قرار گیرد.
در این یادداشت، بختیار لطفی با اشاره به این واقعیت که آثار کالبدی دوره پهلوی دوم
همزمان با تغییرات اجتماعی، اقتصادی، تکنولوژیکی، حقوقی و سیاسی گسترده و خاصی از
تاریخ معاصر ایران و مقارن با تحولات فکری و فلسفی، هنری، تکنولوژیکی، اقتصادی و
سیاسی دهه‌های 50، 60 و 70 میلادی در جهان شکل گرفته‌اند و از طرفی دوره پهلوی دوم،
شاهد حضور چشمگیر معماران در حوزه حرفه‌ای، شکل‌گیری دفاتر و مهندسین مشاور، حضور
مشاوران خارجی، انجام پروژه‌های عمرانی و شکل‌گیری برخی نشریات و بنیادهای معماری
بوده است، از این آثار به عنوان یکی از مفیدترین منابع برای شناخت آن مقطع پرتلاطم
و تاثیرگذار تاریخ معاصر ایران یاد کرده است. او در ادامه، با تأکید ویژه بر اهمیت
بناهای مسکونی دوره پهلوی دوم، به عنوان نمود کالبدیِ منش‌ها، مشخصات یا ترجیحات
سکونتی جامعه ایرانی در آن زمان، به این نکته اشاره می‌کند که این بناها می‌توانند
به عنوان اسناد و شواهد کالبدی در بررسی مشخصات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی
بخش عظیمی از جامعه آن دوره مورد بررسی قرار گیرند و بیش از بناهای عمومی یا
حکومتی، که کم و بیش مستنداتی هرچند پراکنده از آنها تهیه شده است، معرف بدنه جامعه
باشند و ما را در شناخت وضعیت و روند آن مقطع از تاریخ معاصر، بیش از هر سند دیگری
یاری دهند

غفلت از معماری مسکونی دوره پهلوی دوم   

اهمیت موضوع

«آثار کالبدی دوره پهلوی دوم» همزمان با تغییرات اجتماعی، اقتصادی، تکنولوژیکی، حقوقی و سیاسی گسترده و خاصی از تاریخ معاصر ایران شکل گرفته­اند. این بناها می­توانند به عنوان «اسناد و شواهد کالبدی»، در شناخت آن مقطع حساس و پرتلاطم از تاریخ معاصر ایران، بسیار مفید باشند.

دوره پهلوی دوم در تاریخ معاصر ایران، از یک سو وقایع و تحولاتی چون شهریور 1320، ملی شدن صنعت نفت، کودتای 28 مرداد 1332، انقلاب سفید، رشد شهرنشینی، افزایش درآمدهای نفتی، شکل­گیری یا تحول حرکت­های سیاسی، فرهنگی و مذهبی و در نهایت انقلاب 1357 را شامل است و از سوی دیگر مقارن با دهه­های50، 60 و 70 میلادی­ست که از دهه­های ویژه تاریخ معاصر جهان از نظر تحولات فکری و فلسفی، هنری، تکنولوژیکی، اقتصادی و سیاسی محسوب شده و طبیعتا بر ایران آن زمان نیز تاثیرگذار بوده­اند.

از طرف دیگر دوره پهلوی دوم، شاهد حضور چشمگیر معماران در حوزه حرفه­ای، شکل­گیری دفاتر و مهندسین مشاور، حضور مشاوران خارجی، انجام پروژه­های عمرانی، شکل­گیری برخی نشریات و بنیادهای معماری بوده و همه این­ها طبیعتا در آثار معماری آن دوره به نوعی منعکس شده یا تاثیر گذاشته­اند.

«بناهای مسکونی دوره پهلوی دوم» با توجه به اینکه تجلی کالبدیِ منش­ها، مشخصات یا ترجیحات سکونتی جامعه ایرانی در آن زمان بوده­اند، می­توانند به عنوان اسناد و شواهد کالبدی در بررسی مشخصات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی بخش عظیمی از جامعه آن دوره مورد بررسی قرار گرفته و بیش از بناهای عمومی یا حکومتی معرف «بدنه جامعه» باشند. در این میان فراموش نمی­کنیم که در آن دوره بناهای مسکونیِ واجد ارزش­ معماری نیز، حداقل به آن تعداد وجود داشته­اند که تصویر ذهنی نسبتا منسجم (و به اعتقاد برخی: مطلوب) را به وجود بیاورند. تصویری که متاسفانه گویا معماری امروز از ایجاد آن ناتوان است.

مشخصات، سبک، سازمان­دهی و ساختار فضایی، عناصر، مصالح و اجزای معماری، رویکردهای زیبایی­شناختی، کیفیت ساخت، ویژگی­های سازه­ای، تکنولوژی ساخت و ضوابط ساختمانی حاکم بر شکل­گیری بناهای مسکونی متعلق به آن دوره، می­توانند ما را در «شناخت» وضعیت و روند اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آن مقطع از تاریخ معاصر بیش از هر سند دیگری یاری دهند.

اگر آنگونه که گفته شد، بپذیریم که آثار کالبدیِ دوره پهلوی دوم می­توانند از مفیدترین منابع برای «شناخت» آن مقطع پرتلاطم و تاثیرگذار تاریخ معاصر ایران باشند، بی­گمان وجود «آثار کالبدی و بناها» و یا حداقل «وجود مدارک و اسنادی از مشخصات آن­ها»، از ملزومات این شیوه شناختِ تاریخ معاصر است.

وضعیت موجود

اگرچه به هرحال هر اثر کالبدی، در روند حیات خود ممکن است دستخوش تغییرات، فرسودگی و زوال شود اما پرسش این است که آیا پس از انقلاب 1357 تغییر یا زوال بناهای مسکونی دوره پهلوی دوم بر اساس روندی طبیعی و با رویکردی منطقی بوده است؟ متاسفانه پاسخ به این پرسش­ در مورد «بناهای مسکونی متعلق به دوره پهلوی دوم» در قیاس با سایر بناهای آن دوره، بسیار منفی­تر و نگران­کننده­تر است! آیا بسیاری از این بناهای مسکونی، به ویژه در یک دهه اخیر که موجی عظیم از ساخت و ساز شهرها را فرا گرفته است، دچار مرگ زودهنگام نشده­اند؟ آیا حداقل سند و مدرکی (نقشه یا دست کم تصویری) از آن بناها برای پژوهش­های آتی تهیه شده است؟ آیا نهاد، سازمان، تشکل یا یک بستر قانونی برای پرداختن به این موضوع وجود داشته است؟ اگر از اشاره به مسئولیت­های حاکمیت سیاسی فعلی، صرف نظر کنیم گویا جامعه معماری نیز ضرورت، امکان یا مجالی برای اقدامی موثر یا اتخاذ موضعی کارآمد در برابر این امر ندیده یا نداشته است؟

اگر در زمینه بناهای عمومی یا حکومتی، کم و بیش آثاری از دوره پهلوی دوم هنوز برجای مانده یا دست کم مستنداتی هرچند پراکنده از آن­ها تهیه شده است متاسفانه در محلات، خیابان­ها و کوچه پس­کوچه­های شهرهای امروزی نه تنها کمتر می­توان اثری از بناهای مسکونی آن دوره مشاهده کرد، بلکه حتی به ندرت مدرک، نقشه، سند یا عکسی از آن­ها در دسترس است. به ویژه در سال­های اخیر بسیار شاهد تخریب خانه­هایی بوده­ایم که به آنها دل بسته بودیم. در واقع با نابودی غیرعادی، غیرمنطقی یا زودهنگام این بناهای مسکونی نه تنها برخی از ارزش­های معماری محقق شده در برخی از بناهای ارزشمند را از دست داده­ایم، بلکه خود و نسل­های آینده را از امکان شناخت هرچه بیشتر مقطعی حساس از تاریخ معاصرمان (از طریق آثار کالبدی متعلق به آن دوران) نیز محروم کرده­ایم.

روند ساخت و ساز آنچنان سریع، لجام­گسیخته، شتاب­زده و بی­برنامه (یا بدون نظارت و کنترل کافی) بوده که حتی افراد آگاه، دلسوز و مسئول را غافلگیر کرده و مجال اقدامی فردی را نیز از آنها گرفته است. فردای روزی که از مقابل خانه سر کوچه­مان می­گذشتیم با هیاهوی «تخریب­کاران» بیدار شده­ایم و با تاسف منظره­ای را دیده­ایم که کارگران به جان و پیکر بی­دفاع خانه افتاده­اند. با خود گفته­ایم: «این هم نابود شد، ای کاش عکسی از آن انداخته بودم.» حال که حتی تصویری از آن خانه نداریم به آرشیو کدام سازمان یا نهادی می­توانیم دل ببندیم؟ هر آنچه بوده در حافظه­هایمان باقی مانده و افسوس بر ما که گویا پس فردا برای مطالعه معماری مسکونی دوران معاصرمان باید به حافظه یا حداکثر به آلبوم عکس­های خانوادگی این و آن مراجعه کنیم، شاید که گوشه­ای از بالکن، دیوار یا پنجره خانه­ای در عکسی ثبت شده باشد و با هزار تفسیر و حدس و گمان، خانه مسکونی دوره پهلوی دوم را توصیف و بازنمایی کنیم! شرم­آور است، گویی که کاروانسرایی متعلق به 5 قرن پیش را مطالعه می­کنیم و با کمبود منابع مواجهیم! فراموش نمی­کنیم که این بناهای مسکونی در دوره­ای طراحی و ساخته شده­اند که شیوه­های رایانه­ای و دوربین­های عکاسی دیجیتالی امروزین در دسترس نبوده­اند. لذا احتمال اینکه اسناد مربوطه به نحوی مطلوب حفظ شده یا دستیابی به نقشه­ها و تصاویر بناها آسان باشد بسیار کمتر است. وقتی که توصیف و بازنمایی آثار معماری (آن هم متعلق به گذشته­ای نه­چندان دور) اینچنین دشوار باشد آیا می­توان قدمی فراتر نهاده و امیدی به بررسی تاریخ معاصر از طریق آثار کالبدی داشت؟

عوامل

در شرایط کنونی سیاسی، بررسی دلایل و ریشه­های این امر در سیاست­ها و ساختار حکومتی بعد از انقلاب 1357 اگر ناممکن نباشد به ناگزیر گرفتار پوشیده­گویی­های اجباری خواهد شد، اما دست کم می­توان به موارد زیر که در تسریع زوال و نابودی بناهای مسکونی متعلق به قبل از انقلاب، موثر بوده­اند اشاره­­ کرد:

 

ـ طرح­ها و برنامه­های ناکارآمد که تحت نظر یا توسط نظام دولتی نالایق تهیه، تصویب و اجرا شده­اند. (تعیین یا تغییر تراکم­ها و کاربری­ها بدون توجه به بناها یا محدوده­های واجد ارزش از نظر معماری معاصر، از این جمله­اند.)

ـ برخی ضوابط و مقررات شهری متاثر از تمایلات ایدئولوژیک بعد از انقلاب که در بعضی موارد به تخریب و گاهی به تغییر بناهای مسکونی باقی مانده از قبل از انقلاب منجر شده است. (ضوابط مربوط به اشرافیت، نحوه و سطح اشغال زمین از این دسته­اند.)

ـ اجرای برخی از سیاست­های مقطعی (و سودجویانه) در امور شهری که منجر به تخریب برخی بناهای ارزشمند معاصر شده است. (مثلا تراکم­فروشی)

ـ عدم نظارت کافی و دقیق (کمی و کیفی) بر فعالیت­های ساخت و ساز، خرید و فروش مسکن و املاک

ـ مصادره بناهای مسکونی ارزشمند برخی از خانواده­ها، بعد از انقلاب و تغییر کاربری، نگهداری نامناسب و گاهی تخریب آن­ها (تبدیل به اماکن حکومتی، واگذاری به بنیادهای مختلف، نیروهای نظامی، شبه نظامی و ...)

ـ نبود قوانین و ساز و کارهای لازم برای حفاظت از بناهای مسکونی ارزشمند دوره پهلوی یا حداقل شناخت و مستندسازی آن­ها

ـ دگرگونی­های اجتماعی در سال­های پس از انقلاب و جابجایی ثروت و سرمایه (یا ایجاد سرمایه، رانت و ثروت برای قشر، افراد یا محافل ویژه) و ورود برخی از افراد غیرمتخصص و سودجو در ساخت و ساز که بدون هیچ ملاحظه فرهنگی­ای بسیاری از بناهای مسکونی ارزشمند را تخریب کرده­اند.

ـ ضعف­های نظام آموزشی معماری و تغییرات در محتوا و برنامه دروس معماری پس از انقلاب فرهنگی که افراط در برخی حوزه­ها (مثلا معماری اسلامی و حواشی متعدد و متنوع آن) و کم­توجهی در برخی دیگر از زمینه­ها (از جمله معماری معاصر، به ویژه دوره پهلوی) را به دنبال داشته است.

ـ محدودیت فعالیت­های گروه­های مدنی، سازمان­های غیردولتی، سازمان­های داوطلبی مستقل و منتقد (از جمله در حوزه معماری)

ـ فقدان یا ناکارآمدی تشکل­ها و سازمان­های مستقل پژوهشی معماری و پیرامعماری

علاوه بر همه این­ها باید به موج فزاینده تورم، چندین برابر شدن بهای مسکن و سرازیر شدن نقدینگی به سمت ساخت و ساز تاکید ویژه­ای کرد که در مدت کوتاهی، باقی مانده بناهای مسکونی قبل از انقلاب را نیز بی­رحمانه تخریب کرده و بلعیده است.

مسئولیت معماران

با توجه به شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موجود، بعید به نظر می­رسد که در کوتاه مدت یا حتی در میان­مدت به صورتی سازمان­یافته و گروهی مقاومتی موثر در برابر نابودی و زوال زودهنگام، غیرطبیعی و غیرمنطقی میراث کالبدی متعلق به دوره پهلوی دوم (به ویژه بناهای مسکونی) نشان داد. تنها اقدامی که می­توان به آن دل بست مستندسازی این بناها برای پژوهش­های آتی از طریق فعالیت داوطلبانه فرد به فرد اشخاص مسئول، دلسوز و آگاه و به اشتراک گذاشتن یافته­ها یا داشته­های فردی­ست. به عبارتی اگر نمی­توانیم مانع از تخریب بناها شویم، حداقل مشخصات آنها را ثبت و ضبط کنیم. این مستندسازی شیوه­های مخصوص به خود را می­طلبد که در حوزه تخصصی معماران موضوعیت پیدا می­کنند. اگرچه بخش بزرگی از فرصت­ها را از دست داده­ایم اما بازهم تلاش در این زمینه بهتر از تداوم غفلتمان است.  

شواهد موجود، حاکی از آن است که نظام آموزشی و دانشجویان معماری برای امر «شناخت» به طور عام و «شناخت و مستندسازی کالبدی» به طور خاص چندان اهمیت یا ضرورتی قایل­ نیستند. ردپای این امر در حوزه­های حرفه­ای، پژوهشی و سازمانی معماری نیز قابل مشاهده و پیگیری­ست. فارغ از کیفیت آموزش، محتوای دروس و میزان علاقه و مشارکت دانشجویان و دانش­آموختگان، حداقل می­توان دلخوش بود که موضوعِ «شناخت کالبدی» به نحوی فرصت مطرح شدن را در برنامه آموزشی معماری به دست می­آورد. دانشجویان معماری، در دروسی چون برداشت از بناهای تاریخی، روستا، تاریخ معماری، معماری اسلامی، طراحی شهری، مرمت معماری و مرمت بافت، دست کم یک آشنایی کلی با تکنیک­های مستندسازی (گردآوری مستندات تاریخی، رولوه، عکاسی، مصاحبه، تفسیر، طبقه­بندی و ارایه داده­ها و اطلاعات)، پیدا می­کنند.

جمع­بندی و اشاره به یک راهکار

ـ آثار معماری دوره پهلوی دوم، اسناد و شواهد کالبدی متعلق به مقطعی حساس و بحث­برانگیز از تاریخ معاصر ایران هستند.

ـ بناهای مسکونی متعلق به دوره پهلوی دوم می­توانند معرف مشخصات فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و مذهبی بخش عظیمی از جامعه آن دوران بوده و برای شناخت تحولات تاریخ معاصر مفید باشند. 

ـ پس از انقلاب 1357 و به ویژه در یک دهه اخیر، بخش عظیمی از بناهای مسکونی متعلق به دوره پهلوی دوم به صورتی غیرعادی، زودهنگام، شتاب­زده، غیرمنطقی یا غیرطبیعی نابود شده­اند.

ـ حاکمیت سیاسی و قوانین تابعه تلاشی در حفظ یا مستندسازی این بناها انجام نداده­اند یا نخواسته­اند مسئولیتی در این زمینه برعهده گیرند. انتظاری هم قاعدتا از ایشان وجود ندارد.

ـ جامعه معماری آنگونه که باید، نخواسته است یا امکان نیافته است که اقدامی سازمان­یافته و گروهی در ارتباط با حفظ یا مستندسازی بناهای مسکونی یادشده انجام دهد اما به سبب آشنایی جامعه معماری با موضوع «شناخت کالبدی»، هنوز مسئولیت این امر حداقل به لحاظ اخلاقی بیش از دیگران برعهده معماران است.

ـ با توجه به شرایط سیاسی حاکم و اوضاع اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی فعلی بعید به نظر می­رسد در کوتاه­مدت یا حتی میان­مدت بتوان به «اقدام سازمان­یافته و گروهی جامعه معماری» برای مستندسازی «بقایای آثار معماری مسکونی پهلوی دوم» امید بست، اما:

 

«اقدامات و تلاش­های داوطلبانه فردی و به اشتراک گذاشتن داشته­ها و یافته­ها» می­تواند به خروج از غفلت موجود کمک کند. به نظر می­رسد وبلاگ­های معماری عرصه مناسبی برای به اشتراک گذاشتن داوطلبانه داشته­ها و یافته­های فرد فردِ فعالان آگاه و مسئول عرصه معماری در این زمینه باشند.

 منبع: http://bakhtyarlotfi.persianblog.ir/post/42

http://zorwan.persianblog.ir/post/433

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/08ساعت 21:3  توسط  ِArchitecture---Melissa  | 

معماري سبز چيست؟


قبل از هر چيز که يک ساختمان سبز خلق شود مانند هر چيز ديگر به يک خالق احتياج دارد . اين موضوع يعنی ايجاد ساختمان سبز به سلامت فردی که در آن و درمحيط اطراف آن زندگی مي کند کمک خواهد کرد و از او پشتيبانی خواهد کرد و از اوپشتيبانی خواهد کرد وباعث رضايت مندی و سودمندی آنان خواهد شد.اين موضوع نيازمندکاربرد با دقت اْتراژيهای تصديق شده در معماری است:استفاده از طبيعت بادوام و منبع مواد با کفايت و تکيه بر خورشيد برای استفاده های گرمايي و نيروی برق و روشنايي روزانه و دوباره استفاده کردن از ضايعات و .......يک اتحاد و يکپارچه سازی ساختمانی ظريف اين استراژيها را توليد می کند. البته بايد نوجه داشت که تبديل فرهنگ بشر به يک پايه و تغيير ساختا ر اساسی روح و سرشت انسان بستگی دارد.ما بايد يکی شدن و بهم پيوستن و وابستگی به يکديگر را با يک چيزی خيلی وسيع تر از خودمان را دوباره کشف کنيم. جهان طبيعت قلم رويي است روحانی که نسبت به همه چيز برتری مي يابد.اول شخص وبعد جامعه اين عقيده بولوزوف است. او عقيده دارد ما بايد هر دو گروه را مجبور سازيم که موافق حقايق زندگی در جهان باشند.در غرب به اين مسئله اعتقاد دارند که مزيت درطرح محيطی و طراحی آن در صورتی پيشرفت مي کند و موفق خواهد بود که حقيقا مجمع وگروه طراحی آن فقط گروهی از طراحان باشند.arc اولين شرکتی است که دست به اين کارزده است. اين شرکت تشکيل شده است ازمعماران. سازندگان و مهندسين و سرانجام عده ایاز طراحان بايد پاسخگو در تمامی پروژههای اين شرکت باشند.اين شرکت در جريان طراحیهای خود از روش مشارکتی استفاده می کند يعنی تمامی اعضا در نظر دادن آزاد هستند اماتصميم نهايي را طراحان خواهند گرفت. اين روش يک روش قدرتمند در ساختمان سازی ها به شمار مي رود.بسياری از ساختمانها که در اين شرکت در بين طراحان به توافق مي رسدتوافق آنها به خاطر مطلوبيت آن اثر است.در يک کار جالب ديگر در اين شرکت دعوت ازتمامی افراد صاحب نظر است برای عملی کردن و اجرايي شدن تمامی نتيجه های بدست آمده.جوانب مهمی که متفاوت با طراحی های قردادی مشخص شده است عبارتند از:1ـطراحی بايد تقريبا در برگيرنده 40% از نيازها باشد نه اينکه 25% از نيازها را به صورتقراردادی بر طرف کند.2ـ روند طراحی جرينی است آشفته و پر دست انداز. بنابر اين احتياج به زمان طولانی دارد. طراحی به تفکر گروهای صادق و آزمايش کردن احتياج دارد.3ـ ايجاد ساختمان نياز مند يکپارچه سازی و اتحاد است. همان اتحادها و يکپارچه سازيهاست که منجر به تغيير ساختارهای روحی انسان خواهد شد.اغلب از ساختمان سبزتعبير به ساختمانی مي شود که اثرات منفی آن بر روی محيط اطرافش کم باشد. هدف ازايجاد ساختمانهای سبز بر اساس اصول ذکر شده بالا بهبود يافتن آب و هوا و جلوگيری ازاثرات منفی ساخت و ساز بر محيط زيست است.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/11ساعت 15:53  توسط  ِArchitecture---Melissa  | 

متریال معماری

ETFE( Ethylene Tetrafluoro Ethylen)a

یک پلیمر پایه فلوئوروکربن بسیار بادوام-این پلیمر یک پلاستیک شفاف تفلونی است که جایگزین شیشه و پلاستیک های معمولی می شود

مزایا:

دارای وزن کم (بسیار کم) -دارا بودن یک درصد وزن سازه های دیگر- هم نور بیشتری از خود عبور می دهد هم عایق بهتری محسوب می شود.از لحاظ هزینه نسب بین ۲۴-۷۰ درصد صرفه اقتصادی دارد. دارای حالت ارتجاعی فوق العاده است و می تواند ۴۰۰ برابر وزن خودش را تحمل کند. بخاطر داشتن سطوح کربنی خود بصورت خودکار گرد و غبار و چرک و لکه را پاک می کند . طول عمر زیاد دارد و قابلیت بازیافت نیز می باشد.

پروژه های اجرا شده و استفاده از این متریال:

پروژه Eden در انگلستان(۲۰۰۱) -یک گلخانه می باشد

استادیوم Basel در سوئیس (۲۰۰۱)

مرکز تفریحی Khan shatyiry در قزاقستان توسط نورمن فاستر (۲۰۰۸)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/15ساعت 9:59  توسط  ِArchitecture---Melissa  | 

معمار از دید یک معمار

 

 

معمار بایستی یک پیامبر باشد ...

یک پیامبر به مفهوم واقعی کلمه ...

اگر او قادر نباشد حداقل ده سال جلوتر را ببیند، نمی­توان او را یک معمار نامید.

 

..فرانک لویدرایت..

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/25ساعت 18:5  توسط  ِArchitecture---Melissa  | 

طراحی داخلی

 طراحی داخلی چیست؟


طراحی داخلی مجموعه دانش " فن و هنری است که با عناصر متعلقه و مرتبطش از قبیل فرم رنگ بافت و .... سعی در بهینه سازی فضاها و دست یابی به کارائی و کار کرد مناسب در کنار زیبائی " معانی و معناها میباشد.طراحی داخلی با ایجاد مجموعه ای از بایدها و نبایدها "کثرت ها و کاستی ها "و قرار دادن فرم در برابر فرم و فضا " طبیعت در برابر هندسه ( معماری ارگانیک ) " داخل در برابر خارج  و همچنین قدرت و منطق مردانه از یک سو و احساسات زنانه از سوی دیگر (که در اوج وجود به تفاهم رسیده اند )می کوشد ارتباط معنائی و فرمال ( fomal )را مفهوم بخشد .در واقع طراحی داخلی به وسیله این ترکیب می خواهد به اهداف مورده نظر خود در طراحی فضا دست یابد.

در طراحی داخلی با ایجاد ضرب و اهنگ در هندسه می توان احساسات انسانی را بیدار ساخت در تمامی ابعاد نفوذ کرد و حرکتهائی غیر از حرکتهای عمودی و افقی ایجاد کرد.

ما در معماری با فرکانس های نوری که طول و عرض و ارتفاع را تعریف می کنند، سروکار داریم و موقعی که این سه به موجزترین شکل واقع شود، شما احساس زیبایی می کنید .

      طراحی داخلی

 مجموعه ای از اشکال هندسی، که به صورت مجرد و بی هیچ واسطه ای در فضایی دو بعدی تعین یافته اند. تناسبات، ابعاد، غلظت، تونالیته رنگ های استفاده شده و تحریکات حسی موجود در هر اثر ، بیانگر هماهنگی دقیق در اجزاء است.              

انسان به واسطه گرافيك محيطي در کنار طراحی داخلی با محيط پيرامون خود سخن مي گويد ، و با ديگران ارتباط برقرار  مي كند.  طراحی داخلی در ايجاد  فضايي مطلوب و دلنشين براي افراد جامعه  نقش موثردارد.

محيط مناسب  يعني فضايي كه بشر در آن بتواند فارغ از  فشارهاي ناخواسته رواني  رشد كرده و شكوفا شود و اين از خواسته هاي عقلاني و منطقي  هر جامعه است. گرافيك " محيط زيبايي بصري و نظم  و هماهنگي مطلوب  فضا است.

مقصود از  تمام طرح هاي گرافيكي براي  محيط  داخلي و خارجي ايجاد  فضايي براي زندگي  پر نشاط و سالم و قانع  كننده است.

مشخص كردن يك مكان از مكاني ديگر ، زيبا سازي  ، نظم و انسجام  بخشيدن به فضاي و گسترش حيطه فعاليت طراحی داخلی، از  اهداف گرافيك محيطي  به شمار مي رود.

         

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/02ساعت 17:46  توسط  ِArchitecture---Melissa  | 

فضـــا در معمــاری

مفـــهوم فضــا

فضا،اصلی ترین عامل درمعماری است. ما درمیان فضاهای بسته یا باز حرکت و فعالیت می کنیم با همدیگر و اشیای پیرامون خود رابطه برقرار می کنیم و زیبایی های زندگی،لطافت نسیم، گرمای خورشید و … را در آن تجربه می کنیم .

به همین دلیل، فضای معماری ،هم به لحاظ احساسی و هم از جنبه زیبایی با کیفیات فوق عجین  می شود . فضا ذاتاً شکل خاصی ندارد و با وجود عناصر مادی و رابطه متقابل آن ها با ما و با یکدیگر ، تعریف می شود و معنا پیدا می کند .

عناصر هندسی مانند نقطه ، خط ، صفحه ، و حجم می توانند با هم ترکیب شوند و فضا را محدود و مشخص کنند . در مقیاس معماری ، این عناصر اساسی ، در قالب  عناصر خطی مانند تیرها و ستون ها و عناصر صفحه ای شکل مانند کف ها ،دیوارها،بام ها و احجام معماری در شکل گیری فضای معماری با هم ترکیب می شوند.

 


 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/24ساعت 15:11  توسط  ِArchitecture---Melissa  | 

.

 

*** معماری شعر فضا را گفتن است***

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/24ساعت 13:49  توسط  ِArchitecture---Melissa  |